در راستای پست سارا، یاد آهنگ زمستون افشین مقدم افتادم. حس مدرسه. دلتنگی برای کسی که نمی‌شناسیش. شوق زندگی. ناامیدی آبی. تلویزیون. رادیو هفت. همه‌ی دنیای کوچکی که توش پادشاهی میکردم و از جهانی در پوست گردو کوچک‌تر بود. دلبسته به خواب‌های بعد از ظهر. 

 

زمستون، تن عریون باغچه چون بیابون

درختا، با پاهای زیر بارون

نمی دونی؛ تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگِ گل؛ برای گلدون
گل وُ گلدون؛ چه شبها، نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن؛ عاشقانه
چه تلخه… چه تلخه
باید تنها بمونه؛ قلبِ گلدون
مثِ من؛ که بی تو نشستم، زیرِ بارون
زمستون… برای تو قشنگه، پشتِ شیشه


بهاره… زمستون ها؛ برای تو همیشه
تو مثلِ من؛ زمستونی نداری، که باشه لحظه ی چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی
نشسته زیرِ بارون…
گلهای کاغذی؛ داری توو گلدون
تو؛ عاشق نبودی
ببینی؛ تلخه روزای جدایی
چه سخته… چه سخته
بشینم بی تو؛ با چشمای گریون

 

منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

کالای صنعتی شهر موزیک پی سی مانی- کسب درآمد اینترنتی از انواع روش آنلاین لاو استور فان سیتی , عکس بازیگران, عکس خنده دار, عکس عاشقانه, مدل لباس باشگاه فوتبال منتظران